تعريف توسعه

 توسعه  جرياني چند بعدي است که مستلزم تغييرات اساسي در ساخت اجتماعي , طرز تفکر عامه مردم و نهادهاي ملي است و نيز سرعت بخشيدن به رشد اقتصادي , کاهش نابرابري , و ريشه کن کردن فقر مطلق است.

انواع توسعه

توسعه برون زا :

  نوعي الگوي توسعه اي است که بعد از جنگ جهاني دوم بيشتر کشورهاي توسعه نيافته براي پايان دادن به توسعه نيافتگي خود آن را پذيرفتند.اين الگو ي توسعه منشا خارجي داشت و الگوئي تقليدي که بر کشورهاي توسعه نيافته تحميل شد که به آن توسعه غربي نيزمي گويند. در اين توسعه به اوضاع و شرايط دروني جامعه توجه چنداني نمي شود.

توسعه درون زا:

  برخلاف الگوي توسعه برون زا الگوئي است که منشاء و جهت گيري داخلي دارد . در اين الگو منابع داخلي و شرايط تاريخي , اجتماعي, اقتصادي , فرهنگي  وسياسي جامعه مورد توجه قرار مي گيرد و براين واقعيت تاکيد دارد که چگونه شرايط اقتصادي ,اجتماعي وسياسي جامعه را تغيير دهد که عوامل بازار بتواند با فعاليتهاي خود مواد و نيازهاي داخلي را فراهم سازد.

تعريف رشد اقتصادي:

  عبارت است از افزايش شاخصهاي اقتصادي کلان نظير توليد ناخالص ملي (Gross National  Prochict) يا در آمد سرانه طي يک دوره زماني خاص.

توسعه اقتصادي  (Economic  development)

فرآيندي است که در طي آن شالوده هاي اقتصادي و اجتماعي جامعه دگرگون مي شود , به طوري که حاصل چنين دگرگوني و تحولي است در درجه اول کاهش نابرابريهاي اقتصادي و تغييراتي در زمينه هاي توليدي , توزيع و الگوهاي مصرف مي باشد.

توسعه اجتماعي (Social dev.)

  توسعه اجتماعي در پي ايجاد بهبود در وضعيت اجتماعي افراد يک جامعه است که براي تحقق چنين بهبودي بايستي در الگوهاي دست وپا گير و زايد رفتاري, تغييراتي حاصل شود , به يک نگرش , آرمان و اعتقاد مطلوب تري روي آورد که بتواند مشکلات اجتماعي را پاسخگو باشد.

توسعه اجتماعي در مقايسه با رشد اقتصادي و توسعه اقتصادي , حوزه  وسيع تري دارد.

توسعه فرهنگي (Cultural dev.)

  - کنار گذاشتن خرده فرهنگهاي نامناسب توسعه را توسعه فرهنگي مي گويند.

- در فرآيند توسعه فرهنگي با ايجاد تغييراتي در حوزه هاي ادراکي, شناختي , ارزشي و گرايشي انسانها, قابليتها وباورها را در افراد شکل داده که حاصل اين باورها و قابليتها, رفتارها و کنشهائي است که توسعه فرهنگي نام مي گيرد.
- توسعه فرهنگي به معني گسستن از سنتهاي گذشته نيست , چراکه سنتهاي گذشته انباشت و ذخيره تجارب گذشته است.
- توسعه برمبناي گسترش سنتهاي گذشته است نه برمبناي نفي آن.
- توسعه فرهنگي فرآيندي است که در آن سنتها و تجارب گذشته از نو براساس نيازها وشرايط تازه ,باز انديشي و باز سازي مي شود و از اين طريق جامعه خود را باور کرده و توانائيهاي بالقوه آنها شکوفا مي شود.
 
 

توسعه سياسي (Political dev.)

ü به معناي ايجاد شرايط سياسي و حکومتي لازم براي تحقق کارائي اقتصادي بيشتر است , که بعضي از صاحب نظران از آن به توسعه سياسي ياد مي کنند.
 

توسعه سياسي در نه معناي مختلف بکار گرفته مي شود:

- استلزامات سياسي توسعه اقتصادي.
- سياست نمونه جوامع سنتي
- نوگرائي سياسي
- عملگرا (ملت- کشور)
- توسعه (اقتصادي – اداري)
- بسيج عمومي و  مشارکت
- استقرار دموکراسي
- تغيير و تحول منظم و باثبات
- بسيج وقدرت

  شاخصهائي که بيانگر توسعه سياسي هستند , عبارتند از :

- مشارکت توده اي (توده مردم).
- وجودنظامهاي چند حزبي
- رقابتهاي انتخاباتي
- ثبات سياسي
- پرهيز از تنش در ساختار سياسي.
 
 

توسعه انســاني ( Human dev.)

  - روندي است که طي آن امکانات افراد بشر گسترش مي يابد , هر چند اين امکانات با مرور زمان مي تواند دچار تغيير در تعريف شود.

- در کليه سطوح توسعه مسئله اساسي براي مردم عبارت است از برخورداري از زندگي همراه با تندرستي , دستيابي به دانش و توانائي دستيابي به منابعي که براي پديد آوردن سطح مناسب زندگي لازم است تا بتواند مقدمات توانمندسازي و توانائي فعال تامين شود.

جنبه هاي توسعه انساني

- شکل گيري قابليت هاي انساني (سلامت/ دانش مهارت بهتر).
- استفاده اي که مردم مي توانند از اين قابليتها در فرآيند توسعه داشته باشند.
 
نتايج

 - توسعه بايد در ابعاد (اجتماعي, انساني , فرهنگي وسياسي ) باشد.

- توسعه انساني به عنوان زمينه و يک شرايط اساسي براي توسعه محسوب مي شود .
 
- الگوي توسعه در يک کشور بايستي الگوي (درون زا) باشد.