حسرت زندگي

يه پرستار استراليايي بزرگترين حسرتهاي آدمهاي در حال مرگ رو جمع كرده و پنج حسرت رو كه بين بيشتر آدمها مشترك بوده منتشر كرده:

اولين حسرت: كاش جرات اش زو داشتيم اون جوري زندگي مي كرديم كه مي خواستيم نه اون جوري كه ديگران ازم توقع داشتند.

دومين حسرت: كاش اين قدر سخت كار نمي كردم.

سومين حسرت: كاش شجاعت اش رو داشتم كه احساسات ام رو با صداي بلند بگم.

چهارمين حسرت: كاش رابطه ام رو با دوستانم حفظ مي كردم.

پنجمين حسرت: كاش شادتر مي بودم.

به آرامي آغاز به مردن مي كني

اگر سفر نكني،

اگر كتاب نخواني،

اگر به اصوات زندگي گوش ندهي،

اگر از خودت قدرداني نكني،

به آرامي آغاز به مردن مي كني

زماني كه خود باوري را در خودت بكشي،

وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

به آرامي آغاز به مردن مي كني

اگر برده عادات خود شوي،

اگر هميشه از يك راه تكراري بروي....

اگر روز مرگي را تغيير ندهي

اگر رنگهاي متفاوت به تن نكني،

يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكني.

به آرامي آغاز به مردن مي كني

اگر از شور و حرارت،

از احساسات سركش،

و از چيزهايي كه چشمانت را به درخشش وا مي دارند

و ضربان قلبت را تندتر ميكنند،

دوري كني...،

به آرامي آغاز به مردن مي كني

اگر هنگامي كه با شغلت، يا عشقت شاد نيستي، آن را عوض نكني

اگر براي مطمئن در نامطمئن خطر نكني

اگر وراي روياها نروي،

اگر به خودت اجازه ندهي

كه حداقل يك بار در تمام زندگيت

وراي مصلحت انديشي بروي ....

امروز زندگي را آغاز كن!

امروز مخاطره كن!

امروز كاري كن!

نگذار كه به آرامي بميري!

شادي را فراموش نكن.

 

» منبع :  اثر از پابلو نرودا  ترجمه احمد شاملو  www.iranfrench.ir